
: منوي اصلي :
: درباره خودم :
: پيوندهاي روزانه :
: لوگوي وبلاگ :
: لينك دوستان من :
: لوگوي دوستان من :
: فهرست موضوعي يادداشت ها :
: آرشيو يادداشت ها :
: جستجو در وبلاگ :
موعود در آیین هندو
آیین هندو در قدیم دین برهمایی خوانده میشد که به برهما (Brahman)، خدای هندوان اشاره میکرد. این آیین، گونهای فرهنگ، آداب و سنن اجتماعی است که با تهذیب نفس و ریاضت همراه شده و در تمدن و حیات فردی و جمعی مردم هندوستان نقش بزرگی داشته است.
اصول دین هندو عبارت است از: 1- اعتقاد و احترام به کتابهای باستانی و سنتهای دینی بِرَهمَنان، 2- پرستش خدایانی که به ظهور آنها در دورههای قدیم عقیده داشتهاند، 3- اعتقاد به تناسخ و رعایت مقررات طبقات اجتماعی در معاشرت و ازدواج، 4- احترام به موجودات زنده، مخصوصاً گاو، 5- تقدس لفظ «اُم» (om) به معنای آمین که اسم اعظم الهی به شمار میرود.
ادعیه و آیینهای هندوان در مجموعهای به نام «وداها» (Vedas) به معنای دانش، به زبان سانسکریت گرد آمده است و به آن شروتی (Sruti) یعنی وحی و الهام و علوم مقدّس موروثی لقب میدهند. در کتاب مشهور اوپانشاد یا وِدانتا (به معنای پایان وداها)، خدایان سهگانهی هندوان این گونه معرفی شدهاند:[1]
1- برهما (Brahma)، خدای ایجاد کننده،
2- شیوا (Siva)، خدای فانی کننده،
3- ویشنو (Vishnu)، خدای حفظ کننده. جلوههای دهگانهی این خدا برای مردم در طول تاریخ عبارت است از: ماهی، لاکپشت، گراز، موجود نیمه آدم و نیمه شیر، کوتوله، راما (Rama)، رامای تبر به دست، کریشنا (Krishna)، بودا (Buddha) و کالکی (Kalki).
بنابر تفکر هندویی، جهان از چهار دورهی رو به انحطاط تشکیل شده است که عبارتند از:
1- کریتایوگه (Krita Yuga)
2- ترتایوگه (Treta)
3- دواپارایوگه (Dvapara)
4- کالییوگه (kali).
در آیین هندو، موعود نجاتبخش موسوم به «کالکی» در پایان آخرین دورهی زمانی از ادوار چهارگانهی جهانی، یعنی «کالی یوگه» ظهور خواهد کرد.
در این دوره که بنابر باورهای هندویی از نیمه شب بین 17 و 18 ماه فوریه سال 3103 قبل از میلاد مسیح شروع گردیده، و ما اکنون در آن به سر میبریم، فساد و تباهی سراسر جهان را فرا میگیرد. زندگانی اجتماعی و معنوی به نازلترین حدّ خود نزول میکند و موجبات زوال نهایی را فراهم میسازد.[2]
نوشته شده توسط : محمد امین
دین زرتشت، دین غالب ایرانیان ـ تا قبل از ظهور اسلام ـ بوده است و هنوز پیروانی در ایران و هند دارد. زرتشت پیامبر این مذهب حدود 660 سال قبل از میلاد، متولد شده است.[1]
کتاب زرتشتیان اوستا نام دارد که به معنای اساس و بنیان است. اوستای کنونی پنج بخش دارد:[2]
1- یَسنا (= جشن و پرستش): قسمتی از این بخش گاتها نامیده میشود (به معنای سرود). این بخش که مشتمل بر ادعیه و معارف دینی است، معروفترین قسمت اوستاست و به خود زرتشت نسبت داده شده است، در حالی که سایر قسمتهای اوستا را به پیشوایان دین زرتشت نسبت میدهند؛
2- ویسپِرَد (= همهی سروران): مشتمل بر نیایش؛
3- وِندیداد (= قانون ضد دیو): دربارهی حلال و حرام و نجس و پاک؛
4- یَشتها (= نیایش، سرود و تسبیح)؛
5- خرده اوستا (= اوستای کوچک): دربارهی اعیاد و مراسم مذهبی و تعیین سرودهای آنها.
زرتشتیان، علاوه بر اوستا، تفسیری به نام زَند اوستا و کتب مقدّس دیگری به زبان پهلوی دارند. در این دین، یک قدرت کیهانی به نام «اهورا مزدا» مشخص است و در مقابل وی، یک قدرت کیهانی متضاد به نام «اهریمن» یا روح بزرگ شرّ، خودنمایی میکند. این مطلب نشاندهندهی دوری مذهب زرتشت از توحید است.[3]
در آیین زرتشت سه اصل عملی گفتار نیک، پندار نیک، کردار نیک وجود دارد و احترام به آتش به عنوان یکی از مظاهر خدای روشنایی و افروخته نگهداشتن آن در معابدی به نام آتشکده، مشخصترین ویژگی این آیین است.
بر خلاف دیگر ادیان، که معمولاً منتظر یک موعود نجاتبخشاند، زرتشتیان منتظر سه موعود هستند که هر یک از آنها به فاصلهی هزار سال از دیگری ظهور خواهد کرد. این منجیان یکی پس از دیگری جهان را پر از عدل و داد خواهند کرد:[4]
1- هوشیدَر، 1000 سال پس از زرتشت؛
2- هوشیدَر ماه، 2000 سال پس از زرتشت؛
3- سوشیانس (یا سوشیانت)، 3000 سال پس از زرتشت که با ظهور او جهان پایان مییابد. سوشیانس از ریشهی «سو su، sav» به معنای سودمند است و در اوستا به معنای رها شده یا نجاتدهنده ذکر شده است: «از این جهت سوشیانس نامیده خواهد شد زیرا که سراسر جهان مادی را سود خواهد داد.»[5]
زرتشتیان در مورد چگونگی تولد سوشیانت بر این عقیدهاند که:
«در آخرین هزاره از عمر جهان، از خاندان بهروز خدا پرست و پرهیزگار، آخرین آفریدهی اهورا مزدا، متولد میشود. در سی سالگی امانت رسالت به وی واگذار شده و به واسطهی نشانهی متوقف شدن خورشید در وسط آسمان، ظهور او به عالمیان بشارت داده خواهد شد. از ظهور وی، اهریمن و دیو دروغ، نیست و نابود گردد. یاران آن موعود که از جاودانان هستند، قیام میکنند و همراه وی خواهند بود تا مردهگان برخیزند و جهان معنوی روی نماید.»[6]
و در جایی دیگر آمده است: «سوشیانت (نجاتدهندهی بزرگ جهان) دین را به جهان رواج دهد، فقر و تنگدستی را ریشهکن سازد، ایزدان را از دست اهریمن نجات داده، مردم جهان را همفکر و همگفتار و همکردار گرداند.»[7]
[5] . بخشی از بند 129 فروردین یشت، به نقل از عزیز اله حیدری، مهدی علیهالسّلام تجسم امید و نجات، ص 62 .
نوشته شده توسط : محمد امین
مولای من تا کی از دوری شما لب هایمان هم نوا با دل هایمان فریاد العجل را سر دهد.
آنگاه که دلم می گیرد تنها دل خوشیم نگاه کردن به نا زیبای شماست که بر دفتر دلم نقش بسته است. گاهی نیز که دوریتان طاقتم را به ستوه می آورد به جمکران می آیم و دلم را با هوای مهدوی ای که در آنجا پیچیده است غسل می دهم و آرام می گیرم. اما مولای من غروب های جمعه بسیار دلگیر است چرا که انتظار یک هفته ای خود را بر باد رفته می بینم و تو می دانی که تسلی بخش من در آن لحظه تماشای جمال نایبت می باشد چرا که تجلی شما را در چهره او می بینم همان که امروز به امید مستضعفان جهان تبدیل گشته است و او خود خوب می داند که همه امیدش شما هستید. چرا که در سخت ترین شرایط آنگاه که سختی ها از هر سو بر او هجوم آوردند شما را خطاب کرد و از شما مدد طلبید.
اما ای امید حقیقی مستضعفان جهان ، چندین جمعه دیگر را باید بی حضور شما سپری کنیم ؟ آیا آن روز خواهد رسید که گوشه ای از تنهایی سالیان غیبتتان را با ما تقسیم کنید و ما را در غم های سال های انتظار خود شریک کنید و با ما از درد های دل خویش سخن گویید. ان شا الله
و باز هم باید دعا کنیم و این بار سعی کنیم دعاهایمان را بیشتر خالص کنیم شاید مقبول درگاه الهی افتد.
و باز هم اللهم عجل لولیک الفرج ، خدایا در امر ظهور حجتت تعجیل نما و نایبش را در پناه خود حفظ فرما
نوشته شده توسط : محمد امین
موعود در آیین مسیحیت (قسمت دوم)
بنابر اعتقاد مسیحیان، آخرین نجاتدهنده و تسلی دهنده همان عیسی مسیح است که بار دیگر زنده خواهد شد و جهان سراسر فساد و تباهی را نجات خواهد داد:
«لیکن شنیده و دانستهایم که این مرد به راستی مسیح است و خلاص کنندهی عالم.»[1]
و در رسالهی چهاردهم از نامههای رسولان که به عبرانیان (یهودیان) بوده است چنین آمده:
«همچنین مسیح نیز چون یک بار قربانی شد تا گناهان بسیاری را رفع نماید، بار دیگر بدون گناه برای کسانی که منتظر او میباشند، ظاهر خواهد شد به جهت نجات.»[2]
ذکر این نکته در اینجا لازم است که در عهد جدید وعدهی آمدن شخصی به جز عیسی مسیح نیز داده شده است. وی تسلیدهندهی دیگری است که مسیح از خدا (پدر) برای امتش درخواست میکند و خدا او را اعطا میکند تا همیشه با ایشان باشد. جهان او را نمیبیند و نمیشناسد، ولی آنان که به مسیح ایمان دارند، وی را باز میشناسند:
«و من از پدر سؤال میکنم و تسلیدهندهای دیگر به شما عطا خواهد کرد تا همیشه با شما باشد؛ یعنی روح راستی که جهان نمیتواند او را قبول کند. زیرا که او را نمیبیند و نمیشناسد؛ اما شما او را میشناسید، زیرا که با شما میماند و در میان شما خواهد بود.»[3]
بیشتر نویدهای انجیل به تعبیر «پسر انسان» است، این تعبیر طبق نوشتهی مستر هاکس آمریکایی بیش از 80 بار در انجیل و ملحقات آن تکرار شده که فقط 30 مورد آن با حضرت عیسی علیهالسّلام قابل تطبیق است و 50 مورد دیگر از نجاتدهندهای سخن میگوید که در آخر الزمان ظهور خواهد کرد، حضرت عیسی علیهالسّلام نیز با او خواهد آمد و او را جلال خواهد داد و از ساعت و روز ظهور او جز خدا کسی اطلاع ندارد.[4]
در بشارات انجیل برای زمان ظهور حضرت مسیح علیهالسّلام تاریخ مشخصی نمییابیم، و از این جهت شباهت دقیقی با اعتقاد مسلمانان دربارهی زمان ظهور وجود دارد:
«اما از آن روز و آن ساعت غیر از پدر هیچ کس اطلاع ندارد، نه فرشتگان در آسمان و نه پسر هم، پس برحذر باشید و بیدار شده دعا کنید زیرا نمیدانید که آن وقت کی میشود.»[5]
و در جایی دیگر آمده است که:
[1] . انجیل یوحنّا، فصل 8، ص 253، به نقل از عزیز اله حیدری، مهدی علیهالسّلام تجسم امید و نجات، ص 67 .
نوشته شده توسط : محمد امین
موعود در آیین مسیحیت (قسمت اول)
پیامبر دین مسیحیت حضرت عیسی علیهالسّلام با تولدی معجزهآسا پا به جهان گذارد.[1] با آن که مسیحیت مثل سایر ادیان زندهی جهان از آسیا نشأت گرفت، اما از جهت گسترش تاریخی و دایرهی نفوذ، این دین به طور عمده، در مغرب زمین شیوع یافت.
کتاب مقدّس مسیحیان دو بخش دارد: عهد جدید و عهد عتیق. علت این نامگذاری آن است که مسیحیان معتقدند خدا با انسان دو پیمان بسته است: یکی پیمان کهن، به وسیلهی پیامبران پیش از عیسی مسیح، و دیگری پیمان نو، توسط خدای متجلی یعنی عیسی مسیح.
مجموع کتابهای عهد عتیق و عهد جدید 66 کتاب است، که 39 کتاب آن، همان عهد عتیق و 27 کتاب از آن عهد جدید میباشد.
عهد جدید از نظر موضوع به چهار بخش تقسیم میشود:
1- اناجیل؛
2- اعمال رسولان، نوشتهی لوقا؛
3- نامههای رسولان که مشتمل بر 21 نامه است؛
4- مکاشفهی یوحنّای رسول.
کلمهی «انجیل» در زبان یونانی به معنای مژده است: مژده به فرا رسیدن ملکوت آسمان یا پیمان تازه. گروه زیادی از یاران و پیروان حضرت عیسی علیهالسّلام به نوشتن سیرهی آن حضرت اقدام کردند و نوشتههایی به وجود آوردند که بعداً انجیل خوانده شد و اندک اندک چهار انجیل از آنها رسمیت یافت. انجیلهای کنونی که به نام نویسندههای آنها معروفند، عبارتند از:
1- انجیل متّی (سیره و مواعظ مسیح با اشاره به پیشگوییهای عهد عتیق)؛
2- انجیل مُرقس (قدیمترین و کوتاهترین کتاب سیره و مواعظ مسیح)؛
3- انجیل لوقا (سیره و مواعظ مسیح با تکیه بر جزئیات)؛
4- انجیل یوحنّا (متأخرترین کتاب سیره و مواعظ مسیح با تأکید بر مافوق بشر بودن او).
نوشته شده توسط : محمد امین
یادتان هست آن روز هوای گرمی بود، خستگی سفر نیز حرکت را دشوارتر می ساخت اما شور و شوقی در دل عموم مردم بود باور نکردنی زیرا از سفر حج می آمدند. هرکسی می خواست زود تر به مقصد برسد. و پس از مدت ها دوری از خانواده دوباره به آغوش گرم خانواده خود باز گردد. اما چرا نبی اکرم همه را خوانده اند تا در یک نقطه جمع شوند. مسئله مهمی درپیش است؟ شاید نه حتما چنین است و مگر رسول خدا کاری را بی دلیل انجام می دهد و یا کاری بیهوده را نه پناه بر خدا!؟ هر لحظه بر تعداد مردم تجمع کننده افزوده می شد و به همان نسبت اشتیاق مردم به دانستن آنچه رسول خدا همه را به خاطر آن جمع کرده اند، نیز افزون تر می گشت. مردم از شدت گرما لباس های خود را بر سر کشیده بودند تا از تابش آفتاب سوزان در امان باشند و عده ای نیز عبا هایشان را به پا ها بسته بودند تا گرمای سوزان زمین را بشکنند. مدتی گذشت اکنون جمعیت بالغ بر یکصد هزار نفر می شدند. از جهاز شتران منبری ساختند تا همه رسول خدا را ببینند و صدای ایشان را بشنوند . همه دور تا دور منبر گرد آمده بودند و گویی پیامبر مرگز جهان شده بود . برخی نیز در میان جمعیت قرار گرفتند تا صدای پیامبر را به دور دست ها برسانند. اکنون دیگر زمان موعود بود نماز خوانده شده بود و همه منتظر سخنان رسول خدا بودند. خورشید عالم امکان خود را به بالای منبر رسانید و علی بن ابی طالب (ع) را نیز خواند تا بالای منبر رفته و کنار ایشان بایستد ، و این چنین آغاز کرد:
ستایش خدای را سزاست که در یگانگی اش بلند مرتبه و در تنهایی اش به آفریدگان نزدیک است؛ سلطنتش پرجلال و در ارکان آفرینش اش بزرگ است ... و گواهی می دهم که او «الله» است. همو که تنزّهش سراسر روزگاران را فراگیر و نورش ابدیت را شامل است... و سپس فرمود : - معبودی جز او نیست - چرا که اعلام فرموده که اگر آن چه را نازل کرده به مردم نرسانم، وظیفه رسالتم را انجام نداده ام؛ و خداوند تبارک و تعالی امنیت از مردم را برایم تضمین کرده و البته که او بسنده و بخشنده است...همانا جبرئیل سه مرتبه بر من فرود آمد از سوی سلام، پروردگارم - که تنها او سلام است - فرمانی آورد که در این مکان به پا خیزم و به هر سفید و سیاهی اعلام کنم که علی بن ابی طالب برادر، وصی و جانشین من در میان امّت و امام پس از من بوده. جایگاه او نسبت به من به سان هارون نسبت به موسی است، لیکن پیامبری پس از من نخواهد بود او ، صاحب اختیارتان پس از خدا و رسول است؛...بدانید که خداوند او را برایتان صاحب اختیار و امام قرار داده، پیروی او را بر مهاجران و انصار و آنان که به نیکی از ایشان پیروی می کنند و بر صحرانشینان و شهروندان و بر عجم و عرب و آزاد و برده و بر کوچک و بزرگ و سفید و سیاه و بر هر یکتاپرست لازم شمرده است... هان مردمان! او را برتر بدانید. چرا که هیچ دانشی نیست مگر اینکه خداوند آن را در جان من نوشته و من نیز آن را در جان پیشوای پرهیزکاران، علی، ضبط کرده ام. او پیشوای روشنگر است که خداوند او را در سور? یاسین یاد کرده که: «و دانش هر چیز را در امام روشنگر برشمرده ایم...»
...هان مردمان! در قرآن اندیشه کنید و ژرفی آیات آن را دریابید و بر محکماتش نظر کنید و از متشابهاتش پیروی ننمایید. پس به خدا سوگند که باطن ها و تفسیر آن را آشکار نمی کند مگر همین که دست و بازوی او را گرفته و بالا آورده ام و اعلام می دارم که: هر آن که من سرپرست اویم، این علی سرپرست اوست. و او علی بن ابی طالب است؛ برادر و وصی من که سرپرستی و ولایت او حکمی است از سوی خدا که بر من فرستاده شده است... همانا علی و پاکان از فرزندانم از نسل او، یادگار گران سنگ کوچک ترند و قرآن یادگار گران سنگ بزرگ تر. هر یک از این دو از دیگر همراه خود خبر می دهد و با آن سازگار است. آن دو هرگز از هم جدا نخواهند شد تا در حوض کوثر بر من وارد شوند... سپس فرمود: مردمان! کیست سزاوارتر از شما به شما؟ گفتند خداوند و پیامبر او! سپس فرمود آگاه باشید! آن که من سرپرست اویم، پس این علی سرپرست اوست! خداوندا دوست بدار آن را که سرپرستی او را بپذیرد و دشمن بدار هر آن که او را دشمن دارد و یاری کن یار او را؛ و تنها گذار آن را که او را تنها بگذارد... پروردگارا! اکنون به فرمان تو چنین می گویم: خداوندا! دوستداران او را دوست دار. و دشمنان او را دشمن دار. پشتیبانان او را پشتیبانی کن. یارانش را یاری نما. خودداری کنندگان از یاری اش را به خود رها کن. ناباورانش را از مهرت بران و بر آنان خشم خود را فرود آور.
سپس پیامبر (ص) مسئله امامت را برای مردم تبیین کرد و از خطر منافقان و کار شکنی های آنان آگاهی داد . خود و علی (ع) و امامان پس از علی را صراط مستقیم خواند و سوره حمد را به خود و ایشان (امامان) نسبت داد و دوستان ایشان را بشارت ها و دشمنانشان را هشدارهای فراوان فرمود. و در مورد آخرین امام این گونه فرمودند:
آگاه باشید! همانا آخرین امام، قائم مهدی از ماست. هان! او بر تمامی ادیان چیره خواهد بود.
هشدار! که اوست انتقام گیرنده از ستمکاران.
هشدار! که اوست فاتح دژها و منهدم کننده ی آنها.
هشدار! که اوست چیره بر تمامی قبایل مشرکان و راهنمای آنان.
هشدار! که او خونخواه تمام اولیای خداست.
آگاه باشید! اوست یاور دین خدا.
هشدار! که از دریایی ژرف پیمانه هایی افزون گیرد.
هشدار! که او به هر ارزشمندی به اندازه ی ارزش او، و به هر نادان و بی ارزشی به اندازه ی نادانی اش نیکی کند.
هشدار! که او نیکو و برگزیده ی خداوند است.
هشدار! که او وارث دانش ها و حاکم بر ادراک هاست.
هان! بدانید که او از سوی پروردگارش سخن می گوید و آیات و نشانه هی او را برپا کند. بدانید همانا اوست بالیده و استوار.
بیدار باشید! هموست که [اختیار امور جهانیان و آیین آنان] به او واگذار شده است.
آگاه باشید! که تمامی گذشتگان ظهور او را پیشگویی کرده اند.
آگاه باشید! که اوست حجّت پایدار و پس از او حجّتی نخواهد بود. درستی و راستی و نور و روشنایی تنها نزد اوست.
هان! کسی بر او پیروز نخواهد شد و ستیزنده ی او یاری نخواهد گشت.
آگاه باشید که او ولی خدا در زمین، داور او در میان مردم و امانتدار امور آشکار و نهان است.
و پس از این پیامبر (ص) از مردم برای امیرالمومنین علی (ع) بیعت گرفت. و از آنها خواست تا پس از پایان سخنانش با ایشان دست بیعن دهند و در این امر بر هم سبقت بگیرند .
آری دوستان شما یادتان هست ولی مردم آن روزگار فراموش کردند سخنان رسولشان را و به جایی رفتند که حاصلش برایشان پیشوایانی بود ستمگر (آنچنان که علی (ع) در خطابه هایشان فرموده اند) و حاصلش برایشان.... شما خود بهتر می دانید که چه است نتیجه انحرافی که آن زمان پایه ریزی شد.
و اکنون ای جوان شیعه بهوش باش تو حرف مولایت را فراموش نکن می دانی کدام مولا و کدامین حرف را می گویم ، درست حدس زده ای سخن روح خدا را می گویم که فرمود : «پشتیبان ولی فقیه باشید تا به کشورتان آسیبی نرسد.» و این سخن را با جمله ای از آیت الله حسن حسن زاده آملی تکمیل می کنم . آنجا که فرمودند : «این ها چه می گویند اگر این سید (رهبر انقلاب) را از ما بگیرند دین را از دنیای ما گرفته اند.» و تو ای جوان شیعه اگر باور داری که «کل یوم عاشورا و کل عرض کربلا» بدان که کربلای تو امروز به وسعت کره خاکی است و امروز همان روز عاشوراست و اسلام همان حسینی است که دارد ذبح می شود. پس تو با پشتیبانی از ولی ات مانع اشتباه تاریخی دیگری شو و مگذار آیندگان تو را در ردیف جاماندگان از قافله عشق جای نهند.
عید ولایت عید غدیر بر همه شیعیان و مسلمانان آزاده جهان مبارک باد.
نوشته شده توسط : محمد امین
موعود در آیین یهود (قسمت دوم)
در زبور داوود که تحت عنوان مزامیر در عهد عتیق آمده، تقریباً در هر بخش از آن، اشاره به ظهور منجی آخرالزمان و نوید پیروزی صالحان بر شریران، و بالأخره تشکیل حکومت واحد جهانی و تبدیل ادیان و مذاهب گوناگون به دینی واحد و جهان شمول دیده میشود:
«زیرا که شریران منقطع خواهند شد و اما منتظران خداوند، وارث زمین خواهند شد. هان بعد از اندک زمانی شریر نخواهد بود، در مکانش تأمل خواهی کرد و اما حلیمان وارث زمین خواهند شد ... زیرا که بازوان شریر شکسته خواهد شد. و اما صالحان را خداوند تأیید میکند. خداوند روزهای کاملان را میداند و میراث آنها خواهد بود، تا ابدالاباد.»[1]
دورنمایی از جهان نوین و ظهور مسیحا که در آثار نویسندگان یهودی آمدهاست، بیان کنندهی این معناست که خداوند متعال در آخرالزمان جهان را دگرگون خواهد فرمود و صالحان و ابرار از ظالمان و اشرار جدا خواهند شد و این روزگار پر از ظلم و جور به پایان خواهد رسید. هر چند این پیروزی در آثار یهود به رهبری مسیح با القابی مانند «فرشتهی منتخب داوود» حاصل میگردد.[2]
در کتاب حبقوق نبی نیز از دیگر بخشهای مجموعهی عهد عتیق آمده است:
«اگر چه تأخیر نماید، برایش منتظر باش، زیرا که البته خواهد آمد و درنگ نخواهد کرد ... بلکه جمیع امتها را نزد خود جمع میکند و تمامی قومها را برای خویشتن فراهم میآورد.»[3]
شور و التهاب انتظار موعود در تاریخ پر نشیب و فراز یهودیت موج میزند. یهودیان در طول تاریخ، هر گونه خواری و شکنجه را به این امید بر خود هموار کردهاند که روزی مسیحا بیاید و آنان را از گرداب ذلت و درد و رنج برهاند و فرمانروای جهان گرداند. در عصر ما هم که یهودیان صهیونیست به پا خاسته و با اشغال فلسطین، در صدد برآمدهاند حقارت همیشگی قوم یهود را برافکنند، چیزی از تب و تاب انتظار موعود کاسته نشده است. درست است که اقلیتی ناچیز از یهودیان بر اثر دلبستگی شدید به امیدهای قدیم، تشکیل دولتی صهیونیستی را مخالف آرمان مسیحایی شمرده و پیوسته با آن مخالفت کردهاند، ولی اکثر یهودیان آن را با جان و دل پذیرفته و آن را رهگشای عصر مسیحا دانستهاند. هم اکنون صهیونیستهای اشغالگر فلسطین، علاوه بر دعاهای مسیحایی روزانه، در پایان مراسم سالگرد بنیانگذاری رژیم اسراییل غاصی، پس از دمیدن در شیپور عبادت، این گونه دعا میکنند:
«ارادهی خداوند، خدای ما چنین باد که به لطف او شاهد سپیدهدم آزادی باشیم و نفخ صور مسیحا گوش ما را نوازش دهد.»[4]
نوشته شده توسط : محمد امین
بیا آقا که با آمدنت معلوم کنی تحجر چیست ، مفهوم عدل را حقیقتاً ادا کنی ، مکارم اخلاق را دوباره زنده نمایی و دل های مشتاقانتان را با نور خود صیقل بخشی .
بیا آقا که اینجا حیات مرده است و آنچه نابود شدنی است در چشمان عظمت یافته ، بیا که فرزند جدتان حسین (ع) سخت دلتنگتان است ، بیا و ببین که چگونه دلش را خون کرده اند.
دستان پر از خالی خود را از روی نیاز به درگاه احدیت بلند می کنم و از درگاه لایزال الهی شما را می خواهم تا بیایی و گردو غبار آینه های دل مردمان را بزدایی و ... و بیایی تا که خود التیام یابی .
خداوندا دل هایمان بیمار گشته و نفوسمان گام در مسیر باطل می پیماید ، عقل هایمان زایل گشته و گفتارمان نابخردانه. بارالها دوای همه این دردهایمان را برسان تا هدایت شویم و در مسیر تو گام برداریم.
اللهم عجل فی فرج مولانا مهدی
نوشته شده توسط : محمد امین
موعود در آیین یهود (قسمت اول)
پیامبر دین یهود ـ یا بنی اسراییل ـ حضرت موسی علیهالسّلام میباشد. یهود یکی از سه دین بزرگ توحیدی جهان است و اسم خاص خداوند در این دین «یَهوَه» میباشد.
عهد عتیق نامی است که مسیحیان در مقابل عهد جدید خود به کتاب یهودیان دادهاند که البته به هر دو عقیده دارند. عهد عتیق 39 کتاب دارد و از نظر موضوع به سه بخش تقسیم میشود:
1- تورات و بخش تاریخی عهد عتیق؛
2- حکمت، مناجات و شعر مانند کتاب ایوب و کتاب مزامیر؛
3- پیشگوییهای انبیا مانند کتاب یونس، کتاب زکریا و کتاب حَبَـقوق؛
کتاب مقدّس یهودیان یعنی تورات در آغاز عهد عتیق قرار دارد و هر بخش آن به نام «سفر» و هر سفر به چند باب و آیاتی چند تقسیم شده است، و تفسیری که علمای یهود بر آن نوشتهاند «تلمود» نام دارد.
یهودیان پس از نخستین ویرانی شهر قدس، همواره در انتظار یک رهبر الهی فاتح بودهاند که اقتدار و شکوه قوم خدا را به عصر درخشان داوود و سلیمان برگرداند.
آنان معتقدند نجات دهندهی آخرالزمان، مسیح (ماشِیَح) به معنای مسح شدهی خداوند است که جهان مطلوب و درخشان آینده را میسازد.
به اعتقاد همهی یهودیان، نجاتدهنده (مسیح) انسانی است همانند دیگران؛ اما برخوردار از جلوه و جبروت خدایی. او جهان را با نور خویش که جلوهای از نور خداست روشن خواهد کرد.
ادامه دارد
نوشته شده توسط : محمد امین
دیگر چه از این بهتر ، ماهی که نفس در آن تسبیح است و خواب آن عبادت ، دعا در آن مستجاب و عمل پذیرفته.
از خداوند بخواهیم در این میهمانیش توفیق روزه داری چشم ، گوش و زبان را علاوه بر روزه شکم به ما ارزانی دارد. همچنین توفیق تلاوت کتابش را که هدایت کننده بشر است. از او بخواهیم که، این گرسنگی و تشنگی ما را به یاد فقرا اندازد تا صدقه دادن بر ما گواراتر گردد. و نیز از او درخواست کنیم تا در این ماه:
احترام را سرلوحه عمل خود قرار دهیم (به کوچکتر و بزرگتر از خودمان)
سله رحم را بجا آوریم
زبانمان را از غیبت و تهمت و دروغ نگه داریم
چشمانمان را مراقبت کنیم
به یتیمان احترام کنیم
زیاد بر استغفار توفیق یابیم تا زنگار از دل بزداییم
به نمازهایمان رسیدگی کنیم و آن را سبک مشماریم
با سجده های زیاد و طولانی بار گناه را از پشت خود برداریم چرا که حضرت باری تعالی به عذتش قسم یاد کرده که سجده کنندگان را نمی سوزاند.
سعی کنیم تا دیگران را افطار دهیم حتی با یک لیوان آب
اخلاقمان را پسندیده گردانیم آنجور که پروردگارمان می پسندد
هرگز شرمان به کسی نرسد تا مغضوب حق تعالی قرار نگیریم
بسیار صلوات بر محمد (ص) و آل او بفرستیم که خود گشایشی است در کارهایمان
و از همه مهم تر و بالاتر از آفریدگارمان توفیق ترک معصیت را طلب کنیم که بالاترین عمل به فرمایش رسول گرامی اسلام(ص) در این ماه پر خیر و برکت است.

و از خداوند عاجزانه تقاضا کنیم تا این اعمال را پس از ماه مبارک رمضان نیز برایمان حفظ کند که:
الله خیر حافظاً و هو ارحم الراحمین
نوشته شده توسط : محمد امین