
: منوي اصلي :
: درباره خودم :
: پيوندهاي روزانه :
: لوگوي وبلاگ :
: لينك دوستان من :
: لوگوي دوستان من :
: فهرست موضوعي يادداشت ها :
: آرشيو يادداشت ها :
: جستجو در وبلاگ :
یادتان هست آن روز هوای گرمی بود، خستگی سفر نیز حرکت را دشوارتر می ساخت اما شور و شوقی در دل عموم مردم بود باور نکردنی زیرا از سفر حج می آمدند. هرکسی می خواست زود تر به مقصد برسد. و پس از مدت ها دوری از خانواده دوباره به آغوش گرم خانواده خود باز گردد. اما چرا نبی اکرم همه را خوانده اند تا در یک نقطه جمع شوند. مسئله مهمی درپیش است؟ شاید نه حتما چنین است و مگر رسول خدا کاری را بی دلیل انجام می دهد و یا کاری بیهوده را نه پناه بر خدا!؟ هر لحظه بر تعداد مردم تجمع کننده افزوده می شد و به همان نسبت اشتیاق مردم به دانستن آنچه رسول خدا همه را به خاطر آن جمع کرده اند، نیز افزون تر می گشت. مردم از شدت گرما لباس های خود را بر سر کشیده بودند تا از تابش آفتاب سوزان در امان باشند و عده ای نیز عبا هایشان را به پا ها بسته بودند تا گرمای سوزان زمین را بشکنند. مدتی گذشت اکنون جمعیت بالغ بر یکصد هزار نفر می شدند. از جهاز شتران منبری ساختند تا همه رسول خدا را ببینند و صدای ایشان را بشنوند . همه دور تا دور منبر گرد آمده بودند و گویی پیامبر مرگز جهان شده بود . برخی نیز در میان جمعیت قرار گرفتند تا صدای پیامبر را به دور دست ها برسانند. اکنون دیگر زمان موعود بود نماز خوانده شده بود و همه منتظر سخنان رسول خدا بودند. خورشید عالم امکان خود را به بالای منبر رسانید و علی بن ابی طالب (ع) را نیز خواند تا بالای منبر رفته و کنار ایشان بایستد ، و این چنین آغاز کرد:
ستایش خدای را سزاست که در یگانگی اش بلند مرتبه و در تنهایی اش به آفریدگان نزدیک است؛ سلطنتش پرجلال و در ارکان آفرینش اش بزرگ است ... و گواهی می دهم که او «الله» است. همو که تنزّهش سراسر روزگاران را فراگیر و نورش ابدیت را شامل است... و سپس فرمود : - معبودی جز او نیست - چرا که اعلام فرموده که اگر آن چه را نازل کرده به مردم نرسانم، وظیفه رسالتم را انجام نداده ام؛ و خداوند تبارک و تعالی امنیت از مردم را برایم تضمین کرده و البته که او بسنده و بخشنده است...همانا جبرئیل سه مرتبه بر من فرود آمد از سوی سلام، پروردگارم - که تنها او سلام است - فرمانی آورد که در این مکان به پا خیزم و به هر سفید و سیاهی اعلام کنم که علی بن ابی طالب برادر، وصی و جانشین من در میان امّت و امام پس از من بوده. جایگاه او نسبت به من به سان هارون نسبت به موسی است، لیکن پیامبری پس از من نخواهد بود او ، صاحب اختیارتان پس از خدا و رسول است؛...بدانید که خداوند او را برایتان صاحب اختیار و امام قرار داده، پیروی او را بر مهاجران و انصار و آنان که به نیکی از ایشان پیروی می کنند و بر صحرانشینان و شهروندان و بر عجم و عرب و آزاد و برده و بر کوچک و بزرگ و سفید و سیاه و بر هر یکتاپرست لازم شمرده است... هان مردمان! او را برتر بدانید. چرا که هیچ دانشی نیست مگر اینکه خداوند آن را در جان من نوشته و من نیز آن را در جان پیشوای پرهیزکاران، علی، ضبط کرده ام. او پیشوای روشنگر است که خداوند او را در سور? یاسین یاد کرده که: «و دانش هر چیز را در امام روشنگر برشمرده ایم...»
...هان مردمان! در قرآن اندیشه کنید و ژرفی آیات آن را دریابید و بر محکماتش نظر کنید و از متشابهاتش پیروی ننمایید. پس به خدا سوگند که باطن ها و تفسیر آن را آشکار نمی کند مگر همین که دست و بازوی او را گرفته و بالا آورده ام و اعلام می دارم که: هر آن که من سرپرست اویم، این علی سرپرست اوست. و او علی بن ابی طالب است؛ برادر و وصی من که سرپرستی و ولایت او حکمی است از سوی خدا که بر من فرستاده شده است... همانا علی و پاکان از فرزندانم از نسل او، یادگار گران سنگ کوچک ترند و قرآن یادگار گران سنگ بزرگ تر. هر یک از این دو از دیگر همراه خود خبر می دهد و با آن سازگار است. آن دو هرگز از هم جدا نخواهند شد تا در حوض کوثر بر من وارد شوند... سپس فرمود: مردمان! کیست سزاوارتر از شما به شما؟ گفتند خداوند و پیامبر او! سپس فرمود آگاه باشید! آن که من سرپرست اویم، پس این علی سرپرست اوست! خداوندا دوست بدار آن را که سرپرستی او را بپذیرد و دشمن بدار هر آن که او را دشمن دارد و یاری کن یار او را؛ و تنها گذار آن را که او را تنها بگذارد... پروردگارا! اکنون به فرمان تو چنین می گویم: خداوندا! دوستداران او را دوست دار. و دشمنان او را دشمن دار. پشتیبانان او را پشتیبانی کن. یارانش را یاری نما. خودداری کنندگان از یاری اش را به خود رها کن. ناباورانش را از مهرت بران و بر آنان خشم خود را فرود آور.
سپس پیامبر (ص) مسئله امامت را برای مردم تبیین کرد و از خطر منافقان و کار شکنی های آنان آگاهی داد . خود و علی (ع) و امامان پس از علی را صراط مستقیم خواند و سوره حمد را به خود و ایشان (امامان) نسبت داد و دوستان ایشان را بشارت ها و دشمنانشان را هشدارهای فراوان فرمود. و در مورد آخرین امام این گونه فرمودند:
آگاه باشید! همانا آخرین امام، قائم مهدی از ماست. هان! او بر تمامی ادیان چیره خواهد بود.
هشدار! که اوست انتقام گیرنده از ستمکاران.
هشدار! که اوست فاتح دژها و منهدم کننده ی آنها.
هشدار! که اوست چیره بر تمامی قبایل مشرکان و راهنمای آنان.
هشدار! که او خونخواه تمام اولیای خداست.
آگاه باشید! اوست یاور دین خدا.
هشدار! که از دریایی ژرف پیمانه هایی افزون گیرد.
هشدار! که او به هر ارزشمندی به اندازه ی ارزش او، و به هر نادان و بی ارزشی به اندازه ی نادانی اش نیکی کند.
هشدار! که او نیکو و برگزیده ی خداوند است.
هشدار! که او وارث دانش ها و حاکم بر ادراک هاست.
هان! بدانید که او از سوی پروردگارش سخن می گوید و آیات و نشانه هی او را برپا کند. بدانید همانا اوست بالیده و استوار.
بیدار باشید! هموست که [اختیار امور جهانیان و آیین آنان] به او واگذار شده است.
آگاه باشید! که تمامی گذشتگان ظهور او را پیشگویی کرده اند.
آگاه باشید! که اوست حجّت پایدار و پس از او حجّتی نخواهد بود. درستی و راستی و نور و روشنایی تنها نزد اوست.
هان! کسی بر او پیروز نخواهد شد و ستیزنده ی او یاری نخواهد گشت.
آگاه باشید که او ولی خدا در زمین، داور او در میان مردم و امانتدار امور آشکار و نهان است.
و پس از این پیامبر (ص) از مردم برای امیرالمومنین علی (ع) بیعت گرفت. و از آنها خواست تا پس از پایان سخنانش با ایشان دست بیعن دهند و در این امر بر هم سبقت بگیرند .
آری دوستان شما یادتان هست ولی مردم آن روزگار فراموش کردند سخنان رسولشان را و به جایی رفتند که حاصلش برایشان پیشوایانی بود ستمگر (آنچنان که علی (ع) در خطابه هایشان فرموده اند) و حاصلش برایشان.... شما خود بهتر می دانید که چه است نتیجه انحرافی که آن زمان پایه ریزی شد.
و اکنون ای جوان شیعه بهوش باش تو حرف مولایت را فراموش نکن می دانی کدام مولا و کدامین حرف را می گویم ، درست حدس زده ای سخن روح خدا را می گویم که فرمود : «پشتیبان ولی فقیه باشید تا به کشورتان آسیبی نرسد.» و این سخن را با جمله ای از آیت الله حسن حسن زاده آملی تکمیل می کنم . آنجا که فرمودند : «این ها چه می گویند اگر این سید (رهبر انقلاب) را از ما بگیرند دین را از دنیای ما گرفته اند.» و تو ای جوان شیعه اگر باور داری که «کل یوم عاشورا و کل عرض کربلا» بدان که کربلای تو امروز به وسعت کره خاکی است و امروز همان روز عاشوراست و اسلام همان حسینی است که دارد ذبح می شود. پس تو با پشتیبانی از ولی ات مانع اشتباه تاریخی دیگری شو و مگذار آیندگان تو را در ردیف جاماندگان از قافله عشق جای نهند.
عید ولایت عید غدیر بر همه شیعیان و مسلمانان آزاده جهان مبارک باد.
نوشته شده توسط : محمد امین
موعود در آیین یهود (قسمت دوم)
در زبور داوود که تحت عنوان مزامیر در عهد عتیق آمده، تقریباً در هر بخش از آن، اشاره به ظهور منجی آخرالزمان و نوید پیروزی صالحان بر شریران، و بالأخره تشکیل حکومت واحد جهانی و تبدیل ادیان و مذاهب گوناگون به دینی واحد و جهان شمول دیده میشود:
«زیرا که شریران منقطع خواهند شد و اما منتظران خداوند، وارث زمین خواهند شد. هان بعد از اندک زمانی شریر نخواهد بود، در مکانش تأمل خواهی کرد و اما حلیمان وارث زمین خواهند شد ... زیرا که بازوان شریر شکسته خواهد شد. و اما صالحان را خداوند تأیید میکند. خداوند روزهای کاملان را میداند و میراث آنها خواهد بود، تا ابدالاباد.»[1]
دورنمایی از جهان نوین و ظهور مسیحا که در آثار نویسندگان یهودی آمدهاست، بیان کنندهی این معناست که خداوند متعال در آخرالزمان جهان را دگرگون خواهد فرمود و صالحان و ابرار از ظالمان و اشرار جدا خواهند شد و این روزگار پر از ظلم و جور به پایان خواهد رسید. هر چند این پیروزی در آثار یهود به رهبری مسیح با القابی مانند «فرشتهی منتخب داوود» حاصل میگردد.[2]
در کتاب حبقوق نبی نیز از دیگر بخشهای مجموعهی عهد عتیق آمده است:
«اگر چه تأخیر نماید، برایش منتظر باش، زیرا که البته خواهد آمد و درنگ نخواهد کرد ... بلکه جمیع امتها را نزد خود جمع میکند و تمامی قومها را برای خویشتن فراهم میآورد.»[3]
شور و التهاب انتظار موعود در تاریخ پر نشیب و فراز یهودیت موج میزند. یهودیان در طول تاریخ، هر گونه خواری و شکنجه را به این امید بر خود هموار کردهاند که روزی مسیحا بیاید و آنان را از گرداب ذلت و درد و رنج برهاند و فرمانروای جهان گرداند. در عصر ما هم که یهودیان صهیونیست به پا خاسته و با اشغال فلسطین، در صدد برآمدهاند حقارت همیشگی قوم یهود را برافکنند، چیزی از تب و تاب انتظار موعود کاسته نشده است. درست است که اقلیتی ناچیز از یهودیان بر اثر دلبستگی شدید به امیدهای قدیم، تشکیل دولتی صهیونیستی را مخالف آرمان مسیحایی شمرده و پیوسته با آن مخالفت کردهاند، ولی اکثر یهودیان آن را با جان و دل پذیرفته و آن را رهگشای عصر مسیحا دانستهاند. هم اکنون صهیونیستهای اشغالگر فلسطین، علاوه بر دعاهای مسیحایی روزانه، در پایان مراسم سالگرد بنیانگذاری رژیم اسراییل غاصی، پس از دمیدن در شیپور عبادت، این گونه دعا میکنند:
«ارادهی خداوند، خدای ما چنین باد که به لطف او شاهد سپیدهدم آزادی باشیم و نفخ صور مسیحا گوش ما را نوازش دهد.»[4]
نوشته شده توسط : محمد امین
بیا آقا که با آمدنت معلوم کنی تحجر چیست ، مفهوم عدل را حقیقتاً ادا کنی ، مکارم اخلاق را دوباره زنده نمایی و دل های مشتاقانتان را با نور خود صیقل بخشی .
بیا آقا که اینجا حیات مرده است و آنچه نابود شدنی است در چشمان عظمت یافته ، بیا که فرزند جدتان حسین (ع) سخت دلتنگتان است ، بیا و ببین که چگونه دلش را خون کرده اند.
دستان پر از خالی خود را از روی نیاز به درگاه احدیت بلند می کنم و از درگاه لایزال الهی شما را می خواهم تا بیایی و گردو غبار آینه های دل مردمان را بزدایی و ... و بیایی تا که خود التیام یابی .
خداوندا دل هایمان بیمار گشته و نفوسمان گام در مسیر باطل می پیماید ، عقل هایمان زایل گشته و گفتارمان نابخردانه. بارالها دوای همه این دردهایمان را برسان تا هدایت شویم و در مسیر تو گام برداریم.
اللهم عجل فی فرج مولانا مهدی
نوشته شده توسط : محمد امین
موعود در آیین یهود (قسمت اول)
پیامبر دین یهود ـ یا بنی اسراییل ـ حضرت موسی علیهالسّلام میباشد. یهود یکی از سه دین بزرگ توحیدی جهان است و اسم خاص خداوند در این دین «یَهوَه» میباشد.
عهد عتیق نامی است که مسیحیان در مقابل عهد جدید خود به کتاب یهودیان دادهاند که البته به هر دو عقیده دارند. عهد عتیق 39 کتاب دارد و از نظر موضوع به سه بخش تقسیم میشود:
1- تورات و بخش تاریخی عهد عتیق؛
2- حکمت، مناجات و شعر مانند کتاب ایوب و کتاب مزامیر؛
3- پیشگوییهای انبیا مانند کتاب یونس، کتاب زکریا و کتاب حَبَـقوق؛
کتاب مقدّس یهودیان یعنی تورات در آغاز عهد عتیق قرار دارد و هر بخش آن به نام «سفر» و هر سفر به چند باب و آیاتی چند تقسیم شده است، و تفسیری که علمای یهود بر آن نوشتهاند «تلمود» نام دارد.
یهودیان پس از نخستین ویرانی شهر قدس، همواره در انتظار یک رهبر الهی فاتح بودهاند که اقتدار و شکوه قوم خدا را به عصر درخشان داوود و سلیمان برگرداند.
آنان معتقدند نجات دهندهی آخرالزمان، مسیح (ماشِیَح) به معنای مسح شدهی خداوند است که جهان مطلوب و درخشان آینده را میسازد.
به اعتقاد همهی یهودیان، نجاتدهنده (مسیح) انسانی است همانند دیگران؛ اما برخوردار از جلوه و جبروت خدایی. او جهان را با نور خویش که جلوهای از نور خداست روشن خواهد کرد.
ادامه دارد
نوشته شده توسط : محمد امین
دیگر چه از این بهتر ، ماهی که نفس در آن تسبیح است و خواب آن عبادت ، دعا در آن مستجاب و عمل پذیرفته.
از خداوند بخواهیم در این میهمانیش توفیق روزه داری چشم ، گوش و زبان را علاوه بر روزه شکم به ما ارزانی دارد. همچنین توفیق تلاوت کتابش را که هدایت کننده بشر است. از او بخواهیم که، این گرسنگی و تشنگی ما را به یاد فقرا اندازد تا صدقه دادن بر ما گواراتر گردد. و نیز از او درخواست کنیم تا در این ماه:
احترام را سرلوحه عمل خود قرار دهیم (به کوچکتر و بزرگتر از خودمان)
سله رحم را بجا آوریم
زبانمان را از غیبت و تهمت و دروغ نگه داریم
چشمانمان را مراقبت کنیم
به یتیمان احترام کنیم
زیاد بر استغفار توفیق یابیم تا زنگار از دل بزداییم
به نمازهایمان رسیدگی کنیم و آن را سبک مشماریم
با سجده های زیاد و طولانی بار گناه را از پشت خود برداریم چرا که حضرت باری تعالی به عذتش قسم یاد کرده که سجده کنندگان را نمی سوزاند.
سعی کنیم تا دیگران را افطار دهیم حتی با یک لیوان آب
اخلاقمان را پسندیده گردانیم آنجور که پروردگارمان می پسندد
هرگز شرمان به کسی نرسد تا مغضوب حق تعالی قرار نگیریم
بسیار صلوات بر محمد (ص) و آل او بفرستیم که خود گشایشی است در کارهایمان
و از همه مهم تر و بالاتر از آفریدگارمان توفیق ترک معصیت را طلب کنیم که بالاترین عمل به فرمایش رسول گرامی اسلام(ص) در این ماه پر خیر و برکت است.

و از خداوند عاجزانه تقاضا کنیم تا این اعمال را پس از ماه مبارک رمضان نیز برایمان حفظ کند که:
الله خیر حافظاً و هو ارحم الراحمین
نوشته شده توسط : محمد امین
فتوریسم (futurism) یعنی اعتقاد به آخرالزمان و انتظار ظهور منجی و مصلح جهانی، عقیدهای است که در کیشهای آسمانی یهودیت، مسیحیت، زردشتی و به طور کلی همهی ادیان، به عنوان یک اصل مسلم پذیرفته شده است.
آری، اعتقاد به آمدن شخصی نجاتبخش در پایان دنیا، موضوعی است که بیشتر ملتها و اقوام و قبایل به آن معتقد بوده و هستند. سرچشمهی این باور کهن علاوه بر اشتیاق درونی و میل باطنی انسان، نویدهای بسیار زیاد پیامبران الهی در طول تاریخ به مردم مؤمن و آزادیخواه جهان است. ایشان به عنوان جزیی از رسالت خویش به مردم وعده دادهاند که در پایان روزگار، مصلح بزرگ جهانی ظهور میکند و مردمان جهان را ازستم ستمگران نجات داده، فساد و بیعدالتی را از جهان ریشهکن و سراسر جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد.
این نوید خوش را نه تنها در کتابهایی مانند تورات، انجیل، زند و پازند و جاماسبنامه که از کتابهای مقدّس زرتشتیان هستند، میتوان پیدا کرد، بلکه در کتابهای مقدّس براهمه و بوداییان نیز کم و بیش دیده میشود.
اصولاً عشق به صلح و عدالت در فطرت هر کسی وجود دارد. همه از صلح و عدالت لذت میبرند و با تمام وجود خواهان جهانی مملو از صلح و عدالت هستند، منجی موعود نیز با آمدن خود این دو را در جهان گسترش میدهد.
بنابراین، این حقیقت به خوبی روشن و مسلم است که همهی اقوام گوناگون جهان با آن همه اختلاف عقیده و اندیشههای متضادی که با هم دارند، در انتظار مصلح موعود جهانی به سر میبرند. البته هر ملتی او را با لقبی مخصوص میشناسد و آن را نجات دهندهی غیبی خودش میداند؛ مثلاً مسلمانان او را از دودمان بنیهاشم فرزند پیامبر صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم میشمارند، که در اسلام به طور کامل معرفی شدهاند، زرتشتیان او را ایرانی و از پیروان زرتشت میدانند و یهودیان، از بنیاسراییل و پیروان موسی میشمرند، عیسویان او را همکیش خودشان میدانند.
در قسمت های بعد به معرفی آن نجات دهندهی جهانی در برخی از ادیان بزرگ به غیر از دین مبین اسلام، میپردازیم.
نوشته شده توسط : محمد امین
کوچه را آب بزن آئینه در دست بگیر* سوره وصل بخوان ،زان که نگار آمدنی ست* زود اپسند نما دودکه چشمش نزنند* یوسفم را که در این شهر و دیار آمدنی است *![]()
نوشته شده توسط : محمد امین
نوشته شده توسط : محمد امین
مردی که سوار بر بالن در حال حرکت بود ناگهان به یاد آورد قرار مهمّی دارد؛ ارتفاعش را کم کرد و از مردی که روی زمین بود پرسید:
"ببخشید آقا ؛ من قرار مهمّی دارم ، ممکنه به من بگویید کجا هستم تا ببینم به موقع به قرارم می رسم یا نه؟"
مرد روی زمین : بله، شما در ارتفاع حدودا ً ? متری در طول جغرافیایی "18"87ْ24 و عرض جغرافیایی "41"37ْ21 هستید.
مرد بالن سوار : شما باید مهندس باشید.
مرد روی زمین : بله، از کجا فهمیدید؟؟"
مرد بالن سوار : چون اطلاعاتی که شما به من دادید اگر چه کاملا ً دقیق بود به درد من نمی خورد و من هنوز نمی دانم کجا هستم و به موقع به قرارم می رسم یا نه؟"
مرد روی زمین : شما باید مدیر باشید.
مرد بالن سوار : بله، از کجا فهمیدید؟؟؟"
مرد روی زمین : چون شما نمی دانید کجا هستید و به کجا میخواهید بروید. قولی داده اید و نمی دانید چگونه به آن عمل کنید و انتظار دارید مسئولیت آن را دیگران بپذیرند.
نوشته شده توسط : محمد امین
جواب یک دانشجوی دانشگاه واشینگتن به یک سؤال امتحان شیمی آنچنان جامع و کامل بوده که توسط پروفسورش در شبکهء جهانی اینترنت پخش شده و دست به دست میگرده خوندنش سرگرمکننده است .
پرسش: آیا جهنم اگزوترم (دفعکنندهء گرما) است یا اندوترم (جذبکنندهء گرما)؟
اکثر دانشجویان برای ارائهء پاسخ خود به قانون بویل-ماریوت متوسل شده بودند که میگوید حجم مقدار معینی از هر گاز در دمای ثابت، به طور معکوس با فشاری که بر آن گاز وارد میشود متناسب است. یا به عبارت سادهتر در یک سیستم بسته، حجم و فشار گازها با هم رابطهء مستقیم دارند.
اما یکی از آنها چنین نوشت:
اول باید بفهمیم که حجم جهنم چگونه در اثر گذشت زمان تغییر میکند. برای این کار احتیاج به تعداد ارواحی داریم که به جهنم فرستاده میشوند. گمان کنم همه قبول داشته باشیم که یک روح وقتی وارد جهنم شد، آن را دوباره ترک نمیکند.
پس روشن است که تعداد ارواحی که جهنم را ترک میکنند برابر است با صفر.
برای مشخص کردن تعداد ارواحی که به جهنم فرستاده میشوند، نگاهی به انواع و اقسام ادیان رایج در جهان میکنیم. بعضی از این ادیان میگویند اگر کسی از پیروان آنها نباشد، به جهنم میرود. از آن جایی که بیشتر از یک مذهب چنین عقیدهای را ترویج میکند، و هیچکس به بیشتر از یک مذهب باور ندارد، میتوان استنباط کرد که همهء ارواح به جهنم فرستاده میشوند.
با در نظر گرفتن آمار تولد نوزادان و مرگ و میر مردم در جهان متوجه میشویم که تعداد ارواح در جهنم مرتب بیشتر میشود. حالا میتوانیم تغییر حجم در جهنم را بررسی کنیم: طبق قانون بویل-ماریوت باید تحت فشار و دمای ثابت با ورود هر روح به جهنم حجم آن افزایش بیابد. اینجا دو موقعیت ممکن وجود دارد:
1) اگر جهنم آهستهتر از ورود ارواح به آن منبسط شود، دما و فشار به تدریج بالا خواهند رفت تا جهنم منفجر شود.
2) اگر جهنم سریعتر از ورود ارواح به آن منبسط شود، دما و فشار به تدریج پایین خواهند آمد تا جهنم یخ بزند.
اما راهحل نهایی را میتوان در گفتهء همکلاسی من ترزا یافت که میگوید: «مگه جهنم یخ بزنه که با تو ازدواج کنم!» از آن جایی که تا امروز این افتخار نصیب من نشده است (و احتمالاً هرگز نخواهد شد)، نظریهء شمارهء 2 اشتباه است: جهنم هرگز یخ نخواهد زد و اگزوترم است.
تنها جوابی که نمرهء کامل را دریافت کرد، همین بود!
نوشته شده توسط : محمد امین